ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالی است / حالِ هجران، تو چه دانی که چه مشکلحالی است ؟
مژده دادند که بر ما گذری خواهی کرد / نیّتِ خیر مگردان که مبارکفالی است
کوهِ اندوهِ فراقت به چه حالت بکَشد / حافظِ خسته که از ناله تنش چون نالی است ؟
( غزلیّات حافظ )
برچسب: مژده دادند که بر ما گذری,مژده دادند که برماگذری خواهی کرد,مژده دادند که بر ما,مژده دادند که,
نویسنده: رادین نوروزی
برچسب: پیوند عمر بسته به موییست هوش دار,پیوند عمر بسته به مویی,پیوند عمر بسته به مویی است,پیوند عمر بسته,پیوند عمر بسته به,
نویسنده: رادین نوروزی
برچسب:
نویسنده: رادین نوروزی
برچسب: گفتم آهی کنم از دست غمت,
نویسنده: رادین نوروزی
رویِ تو کس ندید و، هزارت رقیب هست / در غنچهای هنوز و، صدت عندلیب هست
عاشق که شد که یار به حالش نظر نکرد ؟ / ای خواجه، درد نیست، وگرنه طبیب هست
( غزلیّات حافظ )
برچسب: عاشق که شدی,عاشق که شد که یار,عاشق که شدی خطا نباید بکنی,عاشق که شدی معین,عاشق که شدم,عاشق که شدی الست را میفهمی,عاشق که شدی لالایی خواندن,عاشق که شدی مواظب خودت باش,عاشق كه شدي,که عاشق شدن قبل ویرونیه,
نویسنده: رادین نوروزی
پری نهفته رخ و دیو در کرشمۀ حسن / بسوخت دیده ز حیرت که این چه بوالعجبی است
سبب مپرس که چرخ از چه سفلهپرور شد / که کامبخشیِ او را بهانه بیسببی است
( غزلیّات حافظ )
برچسب: پری نهفته رخ و دیو,
نویسنده: رادین نوروزی
برچسب: زلف او دام است,زلف دلبر دام راه,به دام زلف تو دل مبتلای,به دام زلف تو مبتلای خویشتن است,به دام زلف تو دل,
نویسنده: رادین نوروزی
دارم امیدِ عاطفتی از جَنابِ دوست / کردم جنایتیّ و امیدم به عفوِ اوست
دانم که بگذرد ز سرِ جرمِ من، که او / گرچه پریوش است، ولیکن فرشتهخوست
دارم عجب ز نقشِ خیالش، که چون نرفت / از دیدهام که دَمبهدَمش کار، شُست و شوست ؟!
( غزلیّات حافظ )
برچسب: دارم عجب ز نقش خیالش,من عجب دارم ز جویای صفا,
نویسنده: رادین نوروزی
دشمن به قصدِ حافظ اگر دَم زند چه باک / منّت خدای را که نِیام شرمسارِ دوست
( غزلیّات حافظ )
برچسب: دشمن به قصد حافظ,
نویسنده: رادین نوروزی
اگرچه دوست به چیزی نمیخرد ما را / به عالَمی نفُروشیم مویی از سرِ دوست
( غزلیّات حافظ )
برچسب: اگرچه دوست به چیزی,اگرچه دوست به,
نویسنده: رادین نوروزی
خالِ مُشکین که بدان عارضِ گندمگون است / سرِّ آن دانه که شد رهزنِ آدم، با اوست
دلبرم عزمِ سفر کرد، خدا را یاران / چه کنم با دلِ مجروح که مرهم با اوست
با که این نکته توان گفت، که آن سنگیندل / کُشت ما را وُ دَمِ عیسیِ مریم با اوست
( غزلیّات حافظ )
برچسب: دلبرم عزم سفر کرد,
نویسنده: رادین نوروزی
نظیرِ دوست ندیدم، اگرچه از مَه و مِهر / نهادم آینهها در مقابلِ رخِ دوست
رخِ تو در دلم آمد، مراد خواهم یافت / چرا که حالِ نکو در قفایِ فالِ نکوست
( غزلیّات حافظ )
برچسب: رخ تو در نظرم,رخ تو در دلم آمد,رخ تو در نظر من چنین,عکس رخ تو چو در,
نویسنده: رادین نوروزی
دَورِ مجنون گذشت و نوبتِ ماست / هر کسی پنج روز نوبتِ اوست
فقرِ ظاهر مَبین، که حافظ را / سینه گنجینۀ محبّتِ اوست
( غزلیّات حافظ )
برچسب: دور مجنون گذشت و نوبت ماست,دور مجنون گذشت نوبت ماست,
نویسنده: رادین نوروزی